نام خانوادگی: زنده دل
تاریخ تولد: 1315
محل تولد: شیروان
وضعیت تأهل: متأهل
تعداد فرزندان: 2پسر و 3دختر
میزان تحصیلات: ابتدایی
شغل: کارگر
یگان خدمتی: بسیج ، لشگر 21 امام رضا (ع)
مسؤولیت درجبهه: رزمی
تاریخ شهادت: 31/2/1365
نام عملیات: کربلای 2
محل شهادت: حاج عمران
کیفیت شهادت: بر اثر ترکش
محل شهادت: حاج عمران
محل دفن: شیروان، بهشت حمزه ی رضا(ع)
زندگينامه: در سال (1315 ه.ش) در خانواده اي متديّن، در شهرستان شيروان به دنيا آمد. پس از پشت سر نهادن تحصيلات ابتدايي به پدرش در اموري مثل كار كردن با گاري و دست فروشي كمك مي نمود. او به بزرگ و كوچك احترام مي گذاشت و فردي افتاده و فروتن بود.
در فعّاليّت ها و جريانات قبل از انقلاب، حضوري فعّال داشت. و در راهپيمايي هاي شيروان و مشهد شركت مي كرد.(1) محمد رحيم، با پيروزي انقلاب و شروع جنگ تحميلي، فرزند خود را كه با زحمت فراوان بزرگ كرده بود، راهي جبهه نمود. كه بعد از مدتي خبر شهادت به وي رسيد، بعد از شهادت فرزندش علي رغم مشكلات جسماني ( دوبار عمل جراحي ) و اقتصادي كه داشت، راهي جبهه شد. زيرا او معتقد بود: وقتي ميهن و كشور در معرض نابودي است، اگر من و شما براي دفاع نرويم چه كسي بايد سرزمين ما را از دست دشمن نجات دهد(2) و سرانجام در حاليكه در عمليّات كربلاي5 در منطقه حاج عمران به عنوان تك تيرانداز به خطّ مقدّم رفته بود در تاريخ (31/2/1365) به شهادت رسيد. پيكر پاكش بعد از تشييع در بهشت حمزه ي رضا(ع) زيارت به خاك سپرده شد.
خصوصیات اخلاقي و اعتقادي: او فردي با تقوا و پرهيزگار بود و بي نهايت از حرام دوري مي نمود هر گاه عصباني مي شد با صلوات خشمش را فرو مي نشاند.
حامي و غمخوار مستضعفان بود. مي گفت: «خدا ما را خوب آفريده پس بايد خوب زندگي كنيم و جواب مردم را به خوبي بدهيم.(3) او ساده زندگي مي كرد. و معتقد بود، در آمد بايد در حدي باشد كه محتاج كسي نباشيم. مردم را باخوش زباني و دلايل منطقي امر به معروف مي كرد. او علاقمند به انقلاب و رهبري بود. و درباره ي امام (ره ) مي گفت: «امام را حضرت صاحب الزمان (عج) فرستاده، كه مملكت ما را درست كند. او نايب امام زمان است.» در زندگي از سيره ي امام حسين (ع) و ساير ائمّه ي اطهار(ع) پيروي مي نمود.
خاطره: او براي ماديّات و دنيا ارزشي قايل نبود. و دنيا را تماشا گهي بيش نمي دانست. برادر شهيد مي گفت: «هر وقت به خاطر مشكلات زندگي، ناراحت مي شوم او را خواب مي بينم كه به من مي گويد: «فكر نكن دنيا ارزش ندارد.»
برچسب:
نویسنده: مهتاب کوهی