
در سال (1345) در روستاي سولدي شيروان به دنيا آمد تحصيلات ابتدايي خود را در همان روستا به اتمام رسانيد. به خاطر فقر مالي خانواده، مجبور به ترك تحصيل گرديد و خود را آماده ي كمك به خانواده كرد. هنر جوشكاري از فعّاليّت هاي مهّم اقتصادي قدير بود.
او از همان كوچكي علاقه اي خاصّ به چوب بازي و شمشير بازي د اشت. بارها خواهرزاده اش مي گفت: بياد و تا با دو تا بالشت بگذاريم، من هم دور كرم شمشير مثل حضرت علي (ع) جنگ كنيم.
فعّاليّت هاي سياسي خود را از اوايل انقلاب اسلامي با پخش اعلاميّه ونوار، همراه با دوستانش آغاز كرد او بعضي اوقات از دست ساواك اعلاميّه ها را مخفي مي كرد، تا به دايي خود تحويل دهد و بعد از انقلاب هم به عنوان يك بسيجي، شركت فعّال در پايگاه بسيج داشت. او ارادت خاصّي نسبت به امام و انقلاب داشت اگر كسي بر عليه امام سخن مي گفت ناراحت مي شد و مي گفت: «شما عقل نداريد او فقط در ايران انقلاب نكرد بلكه در دنيا انقلاب كرد.»
با شروع جنگ تحميلي او به امر امام و تكليف شرعي و ملّي خود براي دفاع از وطن ناموس و پاسداري از اسلام به منطقه ي شرق دجله اعزام شد و در تاريخ (22/12/1363) به شهادت رسيد. و پيكر پاكش در بهشت حمزه ي رضا(ع) به خاك سپرده شد
برای خواندن ادامه ی متن به" ادامه مطلب " مراجعه بفرمایید
.
خصوصيّات اخلاقي و اعتقادي: احترام خاصّ به پدر و مادر قايل بود. و براي اينكه آنها را ناراحت نكند شبانه به پايگاه بسيج مي رفت فردي متديّن، با وقار، شكيبا و كاوشگر بود. اهل عبادت، روزه، نماز و قرآن بود. در هنگام سختي و گرفتاري از قرآن توسّل مي جست.
او ائمّه (ع) را شفيع قرار مي داد و مي گفت: اين ها در قيامت به درد ما مي خورند و در ماه محرّم سياه پوش مي شد، و از عزاداران و خادمان مخّلص امام حسين(ع) بود.
خاطره: خواهر شهيد: «خواب ديدم، قدير كتش در دستش بود و دوتا سيّد در دو طرفش او را مي برند. بيدار شوم و ناله كردم كه او شهيد شد.»
وصيّت نامه: در تشييع جنازه ما دعاهاي كميل وتوسّل شركت كنيد و مسجد را خالي نگذاريد چون تداوم انقلاب به اين دعاها و نماز شب هاست پدر و مادر عزيزم اگر شهيد شدم مبادا براي من گريه كنيد كه دشمن شاد و دوستان ناراحت گردند. اگر خواستيد گريه كنيد براي مظلوميّت امام حسين (ع) گريه كنيد.
برچسب:
نویسنده: مهتاب کوهی