خرید بک لینک
نام: محمد علی

نام خانوادگی: قاسمی

تاریخ تولد: 1318

محل تولد: شیروان

وضعیت تأهل: متأهل

تعداد فرزندان: 2پسر و 2دختر

میزان تحصیلات: خواندن ونوشتن

شغل: کارگر

یگان خدمتی: سپاه

مسؤولیت درجبهه: تک تیر انداز

تاریخ شهادت: 18/12/1366

نام عملیات: والفجر 1

محل شهادت: ماووت

کیفیت شهادت: بر اثر ترکش

محل دفن: شیروان بهشت حمزه ی رضا(ع)

برای خواندن ادامه ی متن به" ادامه مطلب " مراجعه بفرمایید

ویژگی های برجسته شهید: وي انسان ساده و بي آلايش بود كه با توفيق الهي و با فطرت پاك و خداجو خويش به خودسازي والايي رسيد. او ياور ضعيفان و مظلومان بود آن چه داشت براي نيازمندان خرج مي كرد. هر گز به زرق و برق دنيا دل نبست و فريب آن ها را نمي خورد . در زندگي بسيار قانع و صبور بود و آنچه براي خود دوست داشت همان را براي ديگران نيز ترجيح مي داد. وي هميشه اميد و آرزوي پيروزي انقلاب اسلامي را در سر مي پروراند.

خاطره: پدرم خندان وارد منزل مي شد هميشه اين دعا ورد زبانش بود الهي ! عاقبت به خير شويد.

سفارش شهید: خدا براي هميشه مدنظر داشته باشيد. چنان زندگي كنيد كه انگار هميشه هستيد و فردا خواهد رفت. نگذاريد كار و كاسبي شما را غرق در ماديات دنيوي كند. اول نماز بعد كار.

زندگینامه: در سال 1318 در شهرستان شیروان به دنیا آمد. تحصیلات مکتبی ایشان در حد خواندن و نوشتن بود. وی متأهل بود و ثمره این ازدواج پر برکت 4 فرزند می باشد. (2 دختر و 2 پسر)

با شروع جنگ تحمیلی، با عضویت داوطلبانه در بسیج ، بعد از گذراندن یک دروه آموزش نظامی 45 روزه در شیروان به جبهه اعزام گردید ایشان هدف از به جبهه رفتن را اینگونه بیان می کرد: دوست دارم بروم جبهه، از خاک و وطنم دفاع کنم و نگذارم دشمنان بی دین وارد این سرزمین شوند.

محمدعلی عاشق جبهه و شهادت بود و می گفت: من این همه کاسبی کردم، این زندگی را می خواهم چه کار کنم، خدایا توفیق شهادت را نصیبم کن. هر وقت شهیدی را به شهر می آوردند. با پای برهنه به پیشوار شهدا می رفت و معتقد بود این گونه ثواب بیشتری دارد.

و سرانجام محمدعلی قاسمی در مورخه ی 18/12/1366 در منطقه ماووت عراق به شهادت رسید و پیکرش پس از تشییع به حمزه زیارت منتقل و به خاک سپرده شد.

خصوصیات اخلاقی واعتقادی: دخترش می گوید:«پدر خیلی شوخ طبع و مهمان نواز بود، بچه ها را خیلی دوست داشت، با آنها همبازی می شد و بیشتر، بچه ها را روی پایش می نشاند و بالا و پایین می انداخت، آنها هم پدر را خیلی دوست داشتند.

به اصول مذهبی و دینی و انجام این واجبات مقید بود، همیشه با وضو سر سفره غذا می نشست با فرا رسیدن ماه محرم در مراسم سینه زنی حضور می یافت و نوحه می خواند در شب های جمعه دعای کمیل و در روزهای چهار شنبه عای توسل ، موقع خواندن نماز نورانیت خاصی داشت و بعد از نماز چهره اش خیس بود اما آرامش داشت.

برچسب: نویسنده: مهتاب کوهی تاريخ: دوشنبه 2 بهمن 1396 ساعت: 23:10

صفحه بندی